English (United States) Persian (Iran)
امروز: چهارشنبه، 27 تير 1397 
English (United States) Persian (Iran)
تازه ترين خبرها

چاپ

صادقي نيارکي، عضو شوراي اسلامي شهر قزوين:

ديدار با خانواده شهدا انرژي مضاعفي براي خدمت صادقانه است

جمعي از ميدان شهري قزوين و رئيس و معاون بنياد شهيد شهرستان قزوين با خانواده شهيد " يدالله محمدي " ديدار و گفتگو کردند.

 

جمعي از ميدان شهري قزوين و رئيس و معاون بنياد شهيد شهرستان قزوين با خانواده شهيد " يدالله محمدي " ديدار و گفتگو کردند.
صادقي نيارکي، عضو شوراي اسلامي شهر قزوين:
ديدار با خانواده شهدا انرژي مضاعفي براي خدمت صادقانه است
علي صادقي نيارکي، عضو شوراي اسلامي شهر قزوين در ديدار با خانواده شهيد يدالله محمدي گفت: جايگاه شهدا و خانواده آنان در پيشگاه نظام اسلامي و ملت ايران داراي ارزش بسياري است.
وي با اشاره به اينکه ما در اين ديدارها انرژي مضاعف براي خدمت صادقانه مي گيريم ادامه داد: اگر کوتاهي از جانب ما مسئولين در ديدار با خانواده شهدا است، خواستار عفو و بخشش آن هستيم.
فرماندار سابق تاکستان افزود: قدرت هاي مستکبر جهاني به دنبال کنترل نظام مردمي ما هستند ولي به دليل رشادت شهدا همراه با صبر و از خود گذشتگي بي نظير خانواده شهدا جايگاه ملت ايران بسيار رفيع است.
وي با اعلام اينکه رزمندگان با از هديه کردن جانشان به عنوان ارزشمندترين داشته هر انسان جانفشاني کردند ، خاطرنشان ساخت: شهيدان عزيزترين داشته خود را براي حفظ عزت دين و کشور دادند و مردم ما نيز با درايت و آگاهيي جايگاه شهدا و خانواده آنان را عزيز مي دارند.
همسر شهيد يدالله محمدي نيز گفت: بعد شهادت برادرم، آقاي محمدي شهيد شد خيلي ها به من گفتند مانع شوم که ايشان به جبهه نرود ولي من اينکار را نکردم چرا که معتقد بودم ايشان براي حفظ کشور مي جنگد.
وي با اظهار اينکه از فرزندانم راضي ام که در مسير درست گام بر مي دارند، بيان کرد: شهيد دفترچه خاطراتي زيبايي دارد که از روز اول جبهه تا لحظاتي قبل از شهادت در آن نوشته شده است و براساس اين خاطرات ايشان قبل از شهادت قبري کنده بودند و در آنجا براي ما نماز خوانده و براي همه ما دعا کرده بودند.
همسر شهيد بيان کرد: يک هفته قبل از شهادت آقاي محمدي يکي از فرزندانم دچار سانحه تصادف شد که تا مدت ها بعد از شهادت همسرم درگير درمان وي بوديم که پيش پزشک متخصص رفتيم وقتي فهميد همسرم شهيد شده برخورد بدي کرد و ما را نيز از مطبش بيرون کرد من بچه را پيش پزشکان ديگر بردم و متوسل به امام حسن عسگري(ع) شدم بعد از يک ماه دوباره مجبور شدم، پيش همان متخصص ببرم، وي تقاضاي 25هزار تومان پول براي عمل جراحي کرد ولي بعد از ديدن پاي بچه ام ديد پايش به شکل معجزه آسايي خوب شده است.
بابک محمدي فرزند شهيد نيز خاطرنشان کرد: پدرم جزو کارکنان نيروي هوايي بود چون از نيروي هوايي ايشان را  اعزام نکردند از طريق بسيج نيروي هوايي به جبهه ها رفتند.
عسگري، مشاور اجتماعي شهردار قزوين:
فرزندان شهدا آزاده تربيت شده اند
عباس عسگري، مشاور اجتماعي شهردار قزوين نيز در اين ديدار گفت: خوشحايم با داريت شما به عنوان يک همسر شهيد و مادر توانسته ايد فرزندان با جرات و آبرودار براي نظام تربيت کنيد فرزندان شهدا يادگاران شهدا هستند و انتظار جامعه از خانواده شهدا براي پاسداشت ارزشها و آرمان هاي انقلاب بيشتر است .
عسگري بيان کرد: مسئولين وظيفه دارند به مشکلات خانواده شهدا رسيدگي کنند گرچه بسياري از فرزندان شهدا آزاده تربييت شه اند و به دنبال سهم خواهي نيستند و به تاسي از شهيدشان مسايل را رعايت مي کنند.
شايان ذکر است در اين ديدار علي صادقي نيارکي، عضو شوراي شهر، سعيد فرازمند راد مدير عامل شرکت بهسازان آينده، عباس عسگري مشاور شهردارو حقايق پور  رئيس و قاريناپور معاون بنياد شهيد شهرستان قزوين ،مشاور امور ايثارگران شهرداري قزوين و چند تن از کارکنان شهرداري قزوين نيز حضور داشتند.
شهيد يدالله محمدي در اول فروردين 1327 در زنجان و در نهم شهريور 1361 در قصرشيرين استان    کرمانشاه شهيد شدند از وي دو فرزند پسر ه يادگار مانده است و مزار شهيد در شهر ابهر زنجان است.
متن وصيت نامه شهيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
اين‌جانب «يدالله محمّدي» اين وصيت‌نامه را در عين صحت و سلامتي به رشته تحرير درآوردم، که اميد است پس از من مورد اجرا قرار بگيرد و عمل شود.
 «نماز را سبک نشماريد و آنان که نماز را سبک بشمارند، از ما نيستند.» حضرت محمد (ص) نماز را به پا داريد. نماز شما را از هر گونه گناه و آلودگي دور نگه مي‌دارد و چنان که از بزرگان و ائمه اطهار (ع) روايت است، که:«بهشت را دري است که آن را «باب المجاهدين» خوانند و همانا مبارزه‌ کنندگان در راه خدا، چابک‌سواران بهشتند» و خداوند به رسولش محمد (ص) وعده داد: «اي محمد (ص)! هر کس از امت تو در راه خدا جهاد کند، اگر قطره‌ي از آسمان در جهاد بر سرش افتد، کوهي از ثواب نثارش گردانم» و هيچ چيزي در راه خدا از قطره‌ي خوني که در راه او ريخته شود، عزيزتر و پر ثواب‌تر نيست و اگر کسي در اين راه شهادت نصيبش شود، خداوند او را در زمره‌ي پاکان قرار داده و گناهانش را به حساب نخواهد آورد. پس، فرزندانم و برادرانم! ادامه دهنده‌ي راه من باشيد و در راه خداوند گام برداريد و در راه او پيکار کنيد.
آري! پيکار کنيد فرزندانم تا چندي که در سلول‌ها و رگ‌هاي بدن‌تان ـ به حکم خداوندي ـ خون پدرتان جريان دارد. جهاد کنيد در راه خداي منان و پيکار کنيد با ستمگران و مستبدان و هر آن کس که از قانون الهي و از حکم کتابش سرپيچي کند، تا در زندگي‌تان رستگار و پيروز باشيد؛ همان طور که حسين بن علي (ع) در خطبه‌اي که روز عاشورا در مقابل لشکريان کفر ايراد کرد و آن سخنان گهربار حضرت اين چنين بود: «اجداد ما همه مرداني بلند همّت و بزرگ روح بوده‌اند و هرگز خواري و ذلت را نپذيرفته‌ و مرگ را بر زبوني و ذلت ترجيح داده‌اند و ما به ترس و کم‌دلي عادت نداريم و با شادکامي به سوي بهشت مرگ مي‌رويم» و حال شما به نداي «هل من ناصرٍ ينصرني؟» حسين (ع) جواب دهيد.
 و تو اي همسر عزيزم! چو زينب (س) باش. او زني بود که مردان بزرگ جهان انسانيت، درباره‌ي او حيرت‌زده و مات و مبهوت گشته‌اند. زني به اين قدرت و به آن اندازه حلم و بردباري و شهامت و شکيبايي، مادر دهر نياورده است. او زينب کبري(س)، عصمت صغري، نايب ولايت مطلقه و قهرمان جامعه بود. تنها زني که در شرق و غرب عالم توانست رهبر قافله‌ي اسراي شهيدپرور و سالار مصيبت‌ديدگان و شهيد داد‌گان و رهنما و آموزگار اسرا در يک سفر اسارت بار از کربلا تا شام و از شام تا مدينه باشد. سفرش آموزنده و سازنده بود. حال تو از راه او تبعيت کن و رهبر و هادي فرزندانم باش و آموزگاري با حلم و شکيبايي و با عشق و شجاعت وارث تربيت نونهالانم در ظل توجهات خداوندي و رهبري و هدايت‌گري رهبر و زعيم عالي‌قدر، خميني بت‌شکن (س) باش و نمايشگر مهر و محبت و الفت و ر‍‍‍افت باش و با صبر و حوصله وظيفه‌ي پدري و مادري را اجماعاً و در يک جا بر عهده بگير و فرزنداني با فضل و فضيلت و با دانش و بينش مکتب اسلام و با تعبد و تقوا تحويل جامعه بده، که اگر فرزند صالح و اصلاح شده‌اي را تربيت کرده و تحويل جامعه‌ات دادي، جامعه‌اي اصلاح شده داري. گويا خيلي زياده‌روي کردم. اميد است که اين بنده‌ي حقير را عفو فرماييد. اما نه؛ داشت فراموشم مي‌شد.
 تو اي مادر! که مرا از شيره‌ي جانت پرورش دادي و شب و روزت را بر بالينم گذاردي ـ تو را به حق مادري و به حق جدّت سوگند مي‌دهم که شيرت را و تمام زحمات و رنجي را که در حق من متحمل گشته‌ا‌ي حلال کني.ملتمسانه و عاجزانه از تو استدعا دارم پس از من، بر من گريه مکن و اشک مريز. فقط شب‌هاي جمعه من را فراموش نکن و تا چندي که هستي، شب‌هاي جمعه را در انتظارتم و هر بچه‌اي دوست دارد که دست نوازش مادرش بر سرش باشد. کاش مي‌توانستم کفشي ابدي باشم به پايت تا سنگيني وجودت را بر زمين تحمل کنم، تا ذره‌اي از آن همه زحمات مادري‌ات را جبران کنم.
 و همچنين، تو اي پدر! مرا همان‌گونه ببخش و حلالم کن. شما هم زحمات مرا بيش‌تر از آن که بتوان در انديشه‌اش رفت، تحمل کردي و همان‌هايي که از مادرم خواستارم، شما هم به همان نسبت مرا ياري کن و سرپرستي بچه‌هايم را به تو مي‌سپارم و پس از من آنها را بي‌سرپرست مگذار. را در «شناط» ـ وطن خودم ـ دفن نماييد و در بالاي سرم يک جلد کلام الله مجيد و شمايلي از حضرت امام حسين (ع) و عکسي از رهبر عالي‌قدر، امام خميني (س) بگذاريد.
29 تير 1361

 

  •  
     
  •  
     
  •  
     
  •  
     
  •  
     
  •  
     
صفحه اصلي  |  امور ايثارگران  |  پيوندها  |  تماس با ما  |